پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۶

به دور ما نگه مشفقانه را چه شده است

به قحط سال تمنا خزانه را چه شده است

چرا زحرف لبت جان به گفتگو ندهم

نجابت گهر این ترانه را چه شده است

ز جلوه در و دیوار خنده می بارد

ستم ظریفی شوخ زمانه را چه شده است

رسیده از ندمیدن بهار ما به بهار

ز ریشه دود برآورده دانه را چه شده است

تو از کجا و شکایت ز روزگار کجا

اسیر حوصله عاقلانه را چه شده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۸گریه زچشمم به امان آمده است
  2. شمارهٔ ۲۷۹شور دل پیشتر از دل به جهان آمده است
  3. شمارهٔ ۲۸۰بی جام و شیشه چشم تو خمار بوده است
  4. شمارهٔ ۲۸۱تا غم نبوده خاطر خرم نبوده است
  5. شمارهٔ ۲۸۲موجه دریا ز شورم مصرع پیچیده است
  6. شمارهٔ ۲۸۳بعد عمری سویم از روی مروت دیده است
  7. شمارهٔ ۲۸۴رنجی که چشم شب پره از نور دیده است
  8. شمارهٔ ۲۸۵ز بویی بیخودم رویی که دیده است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.