پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۵

به رنگ باده صراحی طلسم هستی ماست

قدح مصاحب ایام تنگدستی ماست

همینقدر به سرکویش اعتبار بس است

که چرخ داغ ز بخت بلند و پستی ماست

ز جام باده شراب نظاره می نوشیم

خیال چشم تو سرمشق می پرستی ماست

به یاد نرگس ساقی کشیده ایم شراب

پیاله تشنه توفیق پیشدستی ماست

به کعبه تحفه برد سجده ای اسیر از دیر

دلیل راه طلب شوق بت پرستی ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۷به عالم حکم اشک ما روان است
  2. شمارهٔ ۲۳۸درد دل گفتن همین تنها نه در نا گفتن است
  3. شمارهٔ ۲۳۹مژه ها با نگاه در سخن است
  4. شمارهٔ ۲۴۰به حرف لب نگشودن رسایی سخن است
  5. شمارهٔ ۲۴۱امتحان خلق دل پامال سودا کردن است
  6. شمارهٔ ۲۴۲بزم حیرت را چراغ از دیده ما روشن است
  7. شمارهٔ ۲۴۳شمع راز من ز سیمای نگفتن روشن است
  8. شمارهٔ ۲۴۴کی در صفا چو تیغ تواش سینه روشن است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.