پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۹

مژه ها با نگاه در سخن است

مو به مویم به آه در سخن است

کعبه سرگذشتگان نزدیک

نارسایی به راه در سخن است

رتبه عشق از آن بلندتر است

طفل اشکم به آه در سخن است

صبر هم اضطراب پرواز است

گریه با کوه و کاه در سخن است

عذر تقصیر بیزبانی بس

انفعال گناه در سخن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۱امتحان خلق دل پامال سودا کردن است
  2. شمارهٔ ۲۴۲بزم حیرت را چراغ از دیده ما روشن است
  3. شمارهٔ ۲۴۳شمع راز من ز سیمای نگفتن روشن است
  4. شمارهٔ ۲۴۴کی در صفا چو تیغ تواش سینه روشن است
  5. شمارهٔ ۲۴۵اخگرم آفت بیداری من خواب من است
  6. شمارهٔ ۲۴۶ساغر باده شرمسار من است
  7. شمارهٔ ۲۴۷دریا نمی ز اشک نمک پرور من است
  8. شمارهٔ ۲۴۸آه بی تاثیر من تیر من است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.