پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۵

اخگرم آفت بیداری من خواب من است

مژه بر هم زدنی بستر سنجاب من است

کم نگاهی است که مشتاق شرابم دارد

این گناهی است که در گردن احباب من است

کو دماغی که کنم تربیت هوش کسی

گفتگویی که به گوشی نرسد باب من است

بحر دیوانگی از قطره ام آموخته است

شور سیلاب نظرکرده سیماب من است

لب من زمزمه راز ندانسته اسیر

شعله بی پر و بال آه جگر تاب من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۷دریا نمی ز اشک نمک پرور من است
  2. شمارهٔ ۲۴۸آه بی تاثیر من تیر من است
  3. شمارهٔ ۲۴۹دل پروانه فروغ گهر راز من است
  4. شمارهٔ ۲۵۰کشته ناز تو کی با کش ز طعن دشمن است
  5. شمارهٔ ۲۵۱حشر آرام لقب آتش خس پوش من است
  6. شمارهٔ ۲۵۲خرابه گرد فلک احتشام آه من است
  7. شمارهٔ ۲۵۳جمعیت جهان ز پریشانی من است
  8. شمارهٔ ۲۵۴سخت حیران شده ام فرصت دیدن این است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.