پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۳

جمعیت جهان ز پریشانی من است

تعمیر این خرابه ز ویرانی من است

هوش از سرم نظاره روی تو برده است

آیینه داغ منصب حیرانی من است

منت دگر ز چاک گریبان نمی کشم

بوی بهار خلعت عریانی من است

زخم فراق هم شده ناسور و زنده ام

تیغ وفا خجل ز گرانجانی من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۵آهم از بس که آتشین است
  2. شمارهٔ ۲۵۶هر چند بهشت دلنشین است
  3. شمارهٔ ۲۵۷بسترم تیغ و زخم بالین است
  4. شمارهٔ ۲۵۸تماشاگاه دل چشم سیاه است
  5. شمارهٔ ۲۵۹با سمند تو مگر مه به گرو تاخته است
  6. شمارهٔ ۲۶۰گریه خاکستر گداخته است
  7. شمارهٔ ۲۶۱سجده غفلت من قبله نما ساخته است
  8. شمارهٔ ۲۶۲دیگر به بزم او سخن ما گذشته است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.