پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۵

آهم از بس که آتشین است

با ناله من اثر قرین است

نه عقل به من گذاشت نه دین

چشمت که بلای عقل و دین است

در مصحف عارضت به خوبی

ابروی تو آیت مبین است

آن خال سیه نگر که چون مور

در مزرع حسن خوشه چین است

افسوس که وصل دلبران را

خصمی چون هجر در کمین است

جان می کنمت نثار امشب

آن نقد که حاضر است این است

بیگانه ننگ و نام گشتم

خاصیت عشق اسیر این است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۷بسترم تیغ و زخم بالین است
  2. شمارهٔ ۲۵۸تماشاگاه دل چشم سیاه است
  3. شمارهٔ ۲۵۹با سمند تو مگر مه به گرو تاخته است
  4. شمارهٔ ۲۶۰گریه خاکستر گداخته است
  5. شمارهٔ ۲۶۱سجده غفلت من قبله نما ساخته است
  6. شمارهٔ ۲۶۲دیگر به بزم او سخن ما گذشته است
  7. شمارهٔ ۲۶۳کار نفس ز جلوه رنگین گذشته است
  8. شمارهٔ ۲۶۴گرد کلفت در جنون درد ایاغم گشته است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.