پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۱

سجده غفلت من قبله نما ساخته است

کار ناساخته ام را چو خدا ساخته است

محو تردستی استاد ازل می گردی

گر بدانی که در این پرده چها ساخته است

در هم از پیچ و خم طره امید مباش

ای خوش آن کار که دشوار نما ساخته است

با دل هیچکسی کار نداریم اسیر

دل ما از گل تسلیم و رضا ساخته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۳کار نفس ز جلوه رنگین گذشته است
  2. شمارهٔ ۲۶۴گرد کلفت در جنون درد ایاغم گشته است
  3. شمارهٔ ۲۶۵گلشن ز جلوه تو پریخانه گشته است
  4. شمارهٔ ۲۶۶از اشک و آه من گل و سنبل شکفته است
  5. شمارهٔ ۲۶۷بهر پابوس تو از خاکم غباری برنخاست
  6. شمارهٔ ۲۶۸به جنون عشق مایل افتاده است
  7. شمارهٔ ۲۶۹کدام شوق به راه دویدن افتاده است
  8. شمارهٔ ۲۷۰هر طرف باد صبا زان طره بویی برده است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.