پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۸

به جنون عشق مایل افتاده است

پیر ما سخت جاهل افتاده است

نمک تازه می زنم به کباب

آتش از گریه در دل افتاده است

طفل اشکی است بحر از مژه ام

که به دامان ساحل افتاده است

چون نباشد زگریه خانه خراب

دیده را کار با دل افتاده است

مکن از جور یار شکوه اسیر

از تو هر چند غافل افتاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۰هر طرف باد صبا زان طره بویی برده است
  2. شمارهٔ ۲۷۱نه همین از دوری احباب داغم کرده است
  3. شمارهٔ ۲۷۲آنکه صید عالم از چشم خماری کرده است
  4. شمارهٔ ۲۷۳دیوانه گر به دل غم دنیا شمرده است
  5. شمارهٔ ۲۷۴گلستان شرم و گلزار حیا آورده است
  6. شمارهٔ ۲۷۵دلم از یاد تو خندان شده است
  7. شمارهٔ ۲۷۶به دور ما نگه مشفقانه را چه شده است
  8. شمارهٔ ۲۷۷یاد زلف تو مرا مصرع حالی شده است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.