پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۰

هر طرف باد صبا زان طره بویی برده است

عضو عضوم را کمند جستجویی برده است

بی نیازی چهره خورشید را ساید به خاک

شبنم این باغ بسیار آبرویی برده است

یک سر مو بر تنم سرگشتگی در کار نیست

جستجوی او مرا هر دم به سویی برده است

گلشن پاک اعتقادی را صفای دیگر است

سایه خارش نصیب از رنگ و بویی برده است

کرده از چشمش تمنای نگاه گرم اسیر

تا مزار دل چراغ آرزویی برده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۲آنکه صید عالم از چشم خماری کرده است
  2. شمارهٔ ۲۷۳دیوانه گر به دل غم دنیا شمرده است
  3. شمارهٔ ۲۷۴گلستان شرم و گلزار حیا آورده است
  4. شمارهٔ ۲۷۵دلم از یاد تو خندان شده است
  5. شمارهٔ ۲۷۶به دور ما نگه مشفقانه را چه شده است
  6. شمارهٔ ۲۷۷یاد زلف تو مرا مصرع حالی شده است
  7. شمارهٔ ۲۷۸گریه زچشمم به امان آمده است
  8. شمارهٔ ۲۷۹شور دل پیشتر از دل به جهان آمده است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.