پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۳

دیوانه گر به دل غم دنیا شمرده است

از موج کیسه زر دنیا شمرده است؟

فرد حسابی از دل ما می توان گرفت

بی دخل و خرج ترک تمنا شمرده است

ننگ حساب دفتر دانش چرا کشد

دیوانه ای که تا پر عنقا شمرده است

اشک از غبار خاطر من در کنار بحر

ریگ روان به دامن صحرا شمرده است

دیوانه هرزه در پی رسوایی خود است

دل از نصیحتم چه بدیها شمرده است

شب انجم و صباح گل و لاله بهر تو

هر چیز هر که داشته یکجا شمرده است

دریا ز جوش گوهر رازت لبالب است

هر جا که موج چون نفس ما شمرده است

دیوانه قلمرو سرگشتگی اسیر

از سنگ ریزه عقد ثریا شمرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۵دلم از یاد تو خندان شده است
  2. شمارهٔ ۲۷۶به دور ما نگه مشفقانه را چه شده است
  3. شمارهٔ ۲۷۷یاد زلف تو مرا مصرع حالی شده است
  4. شمارهٔ ۲۷۸گریه زچشمم به امان آمده است
  5. شمارهٔ ۲۷۹شور دل پیشتر از دل به جهان آمده است
  6. شمارهٔ ۲۸۰بی جام و شیشه چشم تو خمار بوده است
  7. شمارهٔ ۲۸۱تا غم نبوده خاطر خرم نبوده است
  8. شمارهٔ ۲۸۲موجه دریا ز شورم مصرع پیچیده است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.