پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۷

بهر پابوس تو از خاکم غباری برنخاست

از گل بخت من اقبال زمین هم کوته است

نیست تنها دست من کوتاه از دامان داغ

بهر پنهان کردن داغ آستین هم کوته است

گر پریشان شد ز پیچ و تاب این درهم مباش

از خم آن جعد مشکین دست چین هم کوته است

چون عنان کی دست او بوسم که مانند رکاب

دست امید من از دامان زین هم کوته است

چون کنم دریوزه آتش برای سوختن

دستم از دامان خاکستر نشین هم کوته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۹کدام شوق به راه دویدن افتاده است
  2. شمارهٔ ۲۷۰هر طرف باد صبا زان طره بویی برده است
  3. شمارهٔ ۲۷۱نه همین از دوری احباب داغم کرده است
  4. شمارهٔ ۲۷۲آنکه صید عالم از چشم خماری کرده است
  5. شمارهٔ ۲۷۳دیوانه گر به دل غم دنیا شمرده است
  6. شمارهٔ ۲۷۴گلستان شرم و گلزار حیا آورده است
  7. شمارهٔ ۲۷۵دلم از یاد تو خندان شده است
  8. شمارهٔ ۲۷۶به دور ما نگه مشفقانه را چه شده است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.