پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۶

از اشک و آه من گل و سنبل شکفته است

از ناله ام ترانه بلبل شکفته است

سیر خزان تنگدلی کرده ایم ما

آن کس بهار کرده که گل گل شکفته است

هرکم نگاهیش ز دلم برده حیرتی

این غنچه در بهار تغافل شکفته است

نشتر خلد به دیده خصم از غبار ما

گلها ز فیض خار تحمل شکفته است

در نوبهار گریه ما بی رخش اسیر

نه غنچه خنده کرد و نه گل شکفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۸به جنون عشق مایل افتاده است
  2. شمارهٔ ۲۶۹کدام شوق به راه دویدن افتاده است
  3. شمارهٔ ۲۷۰هر طرف باد صبا زان طره بویی برده است
  4. شمارهٔ ۲۷۱نه همین از دوری احباب داغم کرده است
  5. شمارهٔ ۲۷۲آنکه صید عالم از چشم خماری کرده است
  6. شمارهٔ ۲۷۳دیوانه گر به دل غم دنیا شمرده است
  7. شمارهٔ ۲۷۴گلستان شرم و گلزار حیا آورده است
  8. شمارهٔ ۲۷۵دلم از یاد تو خندان شده است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.