پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۴

گرد کلفت در جنون درد ایاغم گشته است

طره آشفتگی موی دماغم گشته است

شب که از یاد رخت در آتش دل بوده ام

صبح چون پروانه بر گرد چراغم گشته است

عشق جایی جز دل تنگم نمی گیرد قرار

شعله شیدا بلبل گلهای باغم گشته است

در بهار عشق آتش خاکروب گلشن است

شعله فرش سایه دیوار باغم گشته است

بسکه طی کردم ره صحرای شوق او اسیر

خضر مجنون بیابان سراغم گشته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۶از اشک و آه من گل و سنبل شکفته است
  2. شمارهٔ ۲۶۷بهر پابوس تو از خاکم غباری برنخاست
  3. شمارهٔ ۲۶۸به جنون عشق مایل افتاده است
  4. شمارهٔ ۲۶۹کدام شوق به راه دویدن افتاده است
  5. شمارهٔ ۲۷۰هر طرف باد صبا زان طره بویی برده است
  6. شمارهٔ ۲۷۱نه همین از دوری احباب داغم کرده است
  7. شمارهٔ ۲۷۲آنکه صید عالم از چشم خماری کرده است
  8. شمارهٔ ۲۷۳دیوانه گر به دل غم دنیا شمرده است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.