پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

با سمند تو مگر مه به گرو تاخته است

که ز رفتار فرومانده و دل باخته است

بنویسید به صیاد ز خون دل من

که گرفتاری مرغان قفس ساخته است

در گلستان به چه رو چهره تواند گشتن

گل که در پیش تو صد جا سپر انداخته است

کی شود از غمت افسرده که این سینه گرم

بهر مرغ دل از آتش قفسی ساخته است

گر نگنجد به دلم غیر خیالت چه عجب

آنکه این آینه را ساخته پرداخته است

بهر مرغ دلش از سینه صد چاک اسیر

زخم شمشیر تو طرح قفس انداخته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱سجده غفلت من قبله نما ساخته است
  2. شمارهٔ ۲۶۲دیگر به بزم او سخن ما گذشته است
  3. شمارهٔ ۲۶۳کار نفس ز جلوه رنگین گذشته است
  4. شمارهٔ ۲۶۴گرد کلفت در جنون درد ایاغم گشته است
  5. شمارهٔ ۲۶۵گلشن ز جلوه تو پریخانه گشته است
  6. شمارهٔ ۲۶۶از اشک و آه من گل و سنبل شکفته است
  7. شمارهٔ ۲۶۷بهر پابوس تو از خاکم غباری برنخاست
  8. شمارهٔ ۲۶۸به جنون عشق مایل افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.