پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۷

بسترم تیغ و زخم بالین است

تلخی مرگ خواب شیرین است

می گشاید سواد ما از خط

سرنوشت نگاه ما این است

کشته تیغ امتحان تو را

بر لب زخم حرف تحسین است

مزه عمر تلخی کام است

نشئه مهر در می کین است

بهر بیهوشی اسیر امشب

حرف تلخت شراب شیرین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹با سمند تو مگر مه به گرو تاخته است
  2. شمارهٔ ۲۶۰گریه خاکستر گداخته است
  3. شمارهٔ ۲۶۱سجده غفلت من قبله نما ساخته است
  4. شمارهٔ ۲۶۲دیگر به بزم او سخن ما گذشته است
  5. شمارهٔ ۲۶۳کار نفس ز جلوه رنگین گذشته است
  6. شمارهٔ ۲۶۴گرد کلفت در جنون درد ایاغم گشته است
  7. شمارهٔ ۲۶۵گلشن ز جلوه تو پریخانه گشته است
  8. شمارهٔ ۲۶۶از اشک و آه من گل و سنبل شکفته است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.