پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۲

خرابه گرد فلک احتشام آه من است

رسید سلسله صبح و شام آه من است

چه صیدها که به فتراک یار خواهم بست

اثر حریص شکار است و دام آه من است

ز جستجوی سواری غبار خواهم شد

کسی که می رسد اول به کام آه من است

طلسم هاست که ناز و نیاز می بندد

حلال خنده یار و حرام آه من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۴سخت حیران شده ام فرصت دیدن این است
  2. شمارهٔ ۲۵۵آهم از بس که آتشین است
  3. شمارهٔ ۲۵۶هر چند بهشت دلنشین است
  4. شمارهٔ ۲۵۷بسترم تیغ و زخم بالین است
  5. شمارهٔ ۲۵۸تماشاگاه دل چشم سیاه است
  6. شمارهٔ ۲۵۹با سمند تو مگر مه به گرو تاخته است
  7. شمارهٔ ۲۶۰گریه خاکستر گداخته است
  8. شمارهٔ ۲۶۱سجده غفلت من قبله نما ساخته است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.