پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۹

دل پروانه فروغ گهر راز من است

اشک بلبل نمک گریه غماز من است

چهره باده پرستی شفق راز من است

پر طاووسی می شوخی پرواز من است

عمری از خوی کسی کوره دل تافته ام

شعله خاکستر آیینه پرواز من است

تپش دل به لبم فرصت یک ناله نداد

گوشها پرده نشنیدن آواز من است

شعله با داغ جگر می چکد از ابر جنون

لاله بوقلمون سایه پرواز من است

پرده زمزمه شور جنون بوی بهار

جوش گل شد رسای اثر ساز من است

عندلیب گل رعنای تمنا محو است

رنگ اگر باخته ام شعله آواز من است

رنگ دانش ز شناسایی من ریخته اند

لب گشودن سخن آخر غماز من است

جگر سوخته ام صیقل آیینه اسیر

برق تیغ نگه گرم در انداز من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۱حشر آرام لقب آتش خس پوش من است
  2. شمارهٔ ۲۵۲خرابه گرد فلک احتشام آه من است
  3. شمارهٔ ۲۵۳جمعیت جهان ز پریشانی من است
  4. شمارهٔ ۲۵۴سخت حیران شده ام فرصت دیدن این است
  5. شمارهٔ ۲۵۵آهم از بس که آتشین است
  6. شمارهٔ ۲۵۶هر چند بهشت دلنشین است
  7. شمارهٔ ۲۵۷بسترم تیغ و زخم بالین است
  8. شمارهٔ ۲۵۸تماشاگاه دل چشم سیاه است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.