پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶

ساغر باده شرمسار من است

عیش زندانی بهار من است

تشنه بیقراریم چو سپند

گره سوختن به کار من است

باده پیماست هر زمان با غیر

نتوان گفت یار یار من است

تا در آن آستانه خاک شدم

آسمان تشنه غبار من است

مطلبم غیر نامرادی نیست

عشق امید روزگار من است

شده ام تا عزیز کرده عشق

خوشدلی ننگ اعتبار من است

آشنایان جگر خراشانند

هر که بیگانه تو یار من است

سوختم زان نگه چو شمع اسیر

شعله لوح سر مزار من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۸آه بی تاثیر من تیر من است
  2. شمارهٔ ۲۴۹دل پروانه فروغ گهر راز من است
  3. شمارهٔ ۲۵۰کشته ناز تو کی با کش ز طعن دشمن است
  4. شمارهٔ ۲۵۱حشر آرام لقب آتش خس پوش من است
  5. شمارهٔ ۲۵۲خرابه گرد فلک احتشام آه من است
  6. شمارهٔ ۲۵۳جمعیت جهان ز پریشانی من است
  7. شمارهٔ ۲۵۴سخت حیران شده ام فرصت دیدن این است
  8. شمارهٔ ۲۵۵آهم از بس که آتشین است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.