پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۰

نعمت الله نور دین دارد لقب

نور دین از نعمت الله می طلب

از رسول الله نسب دارد درست

خود که دارد این چنین دیگر نسب

مطرب عشّاق گو شعرش بخوان

تا جهان از ذوق او گیرد طرب

جان من گفتا نهم لب بر لبش

آمده از عشق او جانم به لب

مدتی بودم مجاور در عجم

گرچه اصلم باشد از ملک عرب

آب لطف او نصیب ما بود

آتش قهرش از آن ِ بولهب

من مجاور حالیا در ملک فارس

جد من آسوده در شهر حلب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۲هفت دریا شبنمی از بحر بی‌ پایان ما است
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۳ایها العشاق کوی عشق میدان بلا است
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۴این شیشهٔ ما پر از گلاب است
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۵جامیست پر آب و عین آب است
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۶موج است و حباب هر دو آب است
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۷جامی ز حباب پر ز آب است
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۸آئینهٔ ذات عین ذات است
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۹نور او در جمله اشیاء ظاهر است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.