پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۹

دردمند و دردنوشم روز و شب

عاشقانه در خروشم روز و شب

گر زنندم همچو نی نالم به روز

ور گذارندم خموشم روز و شب

در خرابات مغان مست و خراب

همنشین می فروشم روز و شب

با حضورش هر شبی آرم به روز

در هوایش باده نوشم روز و شب

ز آتش عشقش چو خم می فروش

در درون خود بجوشم روز و شب

هرچه بنماید نمایم در زمان

هرچه پوشاند بپوشم روز و شب

سیدم عشق است و من در حضرتش

بندهٔ حلقه به گوشم روز و شب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱در دیار تو غریبیم و هوادار غریب
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲هفت دریا شبنمی از بحر بی‌ پایان ما است
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳ایها العشاق کوی عشق میدان بلا است
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴این شیشهٔ ما پر از گلاب است
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵جامیست پر آب و عین آب است
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶موج است و حباب هر دو آب است
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷جامی ز حباب پر ز آب است
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸آئینهٔ ذات عین ذات است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.