پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷

جامی ز حباب پر ز آب است

آب است که صورتاً حباب است

در ظاهر و باطنش نظر کن

دریاب حجاب آب ، آب است

آن جام جهان نمای اول

یک عین و صفات بی‌حساب است

بی جود وجود چیست عالم

گوئی سر آب نه ، سراب است

ماهی که تو را به شب نماید

خورشید بُود که در نقاب است

نقشی که خیال غیر بندد

بگذار که آن خیال خواب است

گر پرسندت که چیست توحید

خاموشی تو ، تو را جواب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۹نور او در جمله اشیاء ظاهر است
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۰در محبت جان اگر بازی خوش است
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱همه جا خوان نعمت عشق است
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۲جان ما زنده دل از آب حیات عشق است
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۳در کوی خرابات کسی را که مقام است
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۴میخانه سرای عاشقان است
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۵خانهٔ دل سرای جانان من است
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۶زمین جسم است و جانت آسمان است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.