پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰

در محبت جان اگر بازی خوش است

گر کنی بازی چنین بازی خوش است

یار کرمانی اگر چه خوش بود

دلبر سر‌مست شیرازی خوش است

رند سرمستیم و با ساقی حریف

با حریف خویش دمسازی خوش است

چند گردی تو به خود گرد جهان

یک دمی با خویش‌ پردازی خوش است

ساز ما ار ذوق خوشتر می‌ دهد

ساز ما را گر تو بنوازی خوش است

عشق چون سلطان به تخت دل نشست

خانه را با عشق پردازی خوش است

سیم قلب تو ندارد رونقی

سیم قلب خویش بگدازی خوش است

در طریق عاشقی چون عاشقان

هر چه داری جمله دربازی خوش است

یک دمی با سید رندان بساز

تا بدانی ذوق دمسازی خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۲جان ما زنده دل از آب حیات عشق است
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۳در کوی خرابات کسی را که مقام است
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۴میخانه سرای عاشقان است
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۵خانهٔ دل سرای جانان من است
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۶زمین جسم است و جانت آسمان است
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۷هر قطره‌ای از این بحر دریای بیکران است
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۸مقام عاشقان در ملک جان است
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹دلبر سرمست ما یار خوشی نو خاسته است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.