پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۳

در کوی خرابات کسی را که مقام است

در دنیی و در آخرتش جاه تمام است

ما توبه شکستیم و در این قول درستیم

با ساغر می عهد که بستیم مدام است

زان مجلس ما بزم ملوکانهٔ عشق است

ساقی قدیم است و شرابی به قوام است

می‌نوش که در مذهب ما پاک و حلال است

کاین می نه شرابیست که گویند حرام است

گنجینهٔ ما مخزن اسرار الهی است

هر گنج در این کنج که یابی به نظام است

در دور بگردید و نمائید به یاران

رندی که بُود چون من سر مست کدام است

بشنو سخن سید رندان خرابات

کامروز در این دور خداوند کلام است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۵خانهٔ دل سرای جانان من است
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۶زمین جسم است و جانت آسمان است
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۷هر قطره‌ای از این بحر دریای بیکران است
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۸مقام عاشقان در ملک جان است
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹دلبر سرمست ما یار خوشی نو خاسته است
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰دیده تا نور جمالش دیده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۱با محیط عشق او دنیا بر ما شبنمی است
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۲جان ما با ما در این دریا نشست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.