پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۱

با محیط عشق او دنیا بر ما شبنمی است

چشمهٔ آبی چه باشد هفت دریا شبنمی است

موج و دریا و حباب و جو به عین ما نگر

تا روان بینی در آن دریا که آنها شبنمی است

عارف دریا دلی گر دم ز دریا می‌ زند

هست دریای خوشی اما از آنجا شبنمی است

ژاله‌ای بر عارض لاله نشیند در نظر

گرچه سیراب است اما جان ما را شبنمی است

ای که می ‌‌گوئی که آب روی دریا دیده ‌ام

آبرو داری ولی در دیدهٔ ما شبنمی است

چیست عالم شبنمی از بحر بی‌ پایان ما

آبرو از ما بَرد ، گر قطره‌ای یا شبنمی است

چشم ما بحر محیطی در نظر دارد مدام

غیر این دریای ما در چشم بینا شبنمی است

نعمت‌الله خوش در این دریای بی‌ پایان فتاد

در چنین دریا چه باشد قطره‌ای یا شبنمی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۳از جور و جفای بی وفا دوست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۴چشم ما روشن به نور روی اوست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۵قطره‌ای کو به بحر ما پیوست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۶ختم رسل که سید اولاد آدم است
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۷نقش خیال اوست که گویند عالم است
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۸گر تو را عزم عالم قدم است
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۹ای عاشقان ای عاشقان معشوق با ما همدم است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۰تا مرا عین عشق مفهوم است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.