پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۵

قطره‌ای کو به بحر ما پیوست

عین دریا بود به ما پیوست

زندهٔ جاودان بُود به خدا

روح پاکی که با خدا پیوست

نکند میل خویش و بیگانه

آشنا چون به آشنا پیوست

در دو عالم به جز یکی نبود

آن یکی با یکی کجا پیوست

نتواند برید پیوندش

آنکه با اصل خویش واپیوست

در دو عالم ولی والا شد

هرکه با شاه اولیا پیوست

بزم عشق است و عاشقان مستند

ذوق داری به ما بیا پیوست

لطف ساقی نگر که جام شراب

می‌دهد او به دست ما پیوست

نعمت‌الله گنج سلطانی

می‌کند صرف هر گدا پیوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۷نقش خیال اوست که گویند عالم است
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۸گر تو را عزم عالم قدم است
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۹ای عاشقان ای عاشقان معشوق با ما همدم است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۰تا مرا عین عشق مفهوم است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۱لطف اگر بر ما گمارد حاکم است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۲دوش رفتم در خرابات مغان رندانه مست
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۳در کوی خرابات کسی را که مقام است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۴در گوشهٔ میخانه کسی را که مقام است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.