پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۴

در گوشهٔ میخانه کسی را که مقام است

ناقص نتوان گفت که او رند تمام است

از روز ازل تا به ابد عاشق و مستیم

خود خوشتر از این دولت جاوید کدامست

با ساقی رندان خرابات حریفیم

دائم بود آن ساقی و آن عشق مدام است

بی نام و نشان شو که درین کوی خرابات

بی نام و نشان هر که شود نیک به نام است

می نوش می عشق که پاکست و حلالست

این می نه شرابیست که در شرع حرام است

خوش جام حبابی که پر از آب حیاتست

مائیم چنین همدم و پیوسته به کام است

سلطان جهان بندهٔ سید شده از جان

این بندهٔ آن خواجه که در عشق غلامست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۶روح اعظم روان سید ماست
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۷عشق جانان در میان جان ماست
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۸حالیا دور قمر دوران ماست
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۹قابل نور الهی جان ماست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۰هفت دریا قطره‌ای ازبحر بی‌پایان ماست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۱عشق او آب حیات و آن حیات جان ماست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۲عشق او سلطان ملک جان ماست
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۳دل ما گنج و گنجخانهٔ ماست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.