پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۹

قابل نور الهی جان ماست

این چنین جان خوشی جانان ماست

جام آبی از حباب ما بنوش

زآنکه او سرچشمهٔ حیوان ماست

قرص ماه و کاسهٔ زرین مهر

روز و شب آرایشی بر خوان ماست

عقل مخمور است و ما مست و خراب

عشقبازی آیتی در شأن ماست

ما به او و او به ما پیدا شده

جمله عالم آن او ، او آن ماست

هفت دریا را چو موجی دیده ایم

غرقه در دریای بی پایان ماست

خوش خراباتی و بزمی چون بهشت

سید ما ساقی رندان ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۱عشق او آب حیات و آن حیات جان ماست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۲عشق او سلطان ملک جان ماست
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۳دل ما گنج و گنجخانهٔ ماست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۴منزل جان جهان بر در جانانهٔ ماست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۵در سراپردهٔ دل خلوت جانانهٔ ماست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۶عشق او همدم دیرینهٔ ماست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۷علم ام الکتاب حاصل ماست
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۸گنج عشقش دفینهٔ دل ماست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.