پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۰

تا مرا عین عشق مفهوم است

سر علمم به عشق معلوم است

تا رموز وجود شد مفهوم

هر وجودی که هست مفهومست

خادم خلوت دلم آری

بنگر آن خادمی که مخدومست

شمع روشن ضمیر مجلس ماست

دل پروانه ای که چون موم است

باز سرمست شد دل مخمور

لیکن از خمر غیر معصوم است

قسمتم عشق بود روز ازل

آری خوش قسمتی که مقسومست

چون که شد سید از خودی فانی

نزد عشاق حی قیوم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۲دوش رفتم در خرابات مغان رندانه مست
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۳در کوی خرابات کسی را که مقام است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۴در گوشهٔ میخانه کسی را که مقام است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۵شرابخانهٔ عشاق جای سید ماست
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۶روح اعظم روان سید ماست
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۷عشق جانان در میان جان ماست
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۸حالیا دور قمر دوران ماست
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۹قابل نور الهی جان ماست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.