پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۶

موج است و حباب هر دو آب است

آبست که صورتاً حباب است

روشن بنگر که آفتابی

بنموده جمال و مه نقاب است

صورت دیدی و ماه گفتی

معنی بنگر که آفتاب است

مستیم و خراب در خرابات

معمور خوشی چنین خراب است

در جام جهان نما نماید

جامی ز شراب پر شراب است

بحریم و حباب و موج جوئیم

این مائی ما به ما حجاب است

قولی که حدیث سید ما است

می‌گو که خلاصهٔ کتاب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۸آئینهٔ ذات عین ذات است
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۹نور او در جمله اشیاء ظاهر است
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۰در محبت جان اگر بازی خوش است
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۱همه جا خوان نعمت عشق است
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۲جان ما زنده دل از آب حیات عشق است
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۳در کوی خرابات کسی را که مقام است
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۴میخانه سرای عاشقان است
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۵خانهٔ دل سرای جانان من است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.