پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۸

آئینهٔ ذات عین ذات است

ذات است که مجمع صفات است

بی‌ جود وجود حضرت او

عالم به تمام فانیات است

می نوش مدام دُردی درد

کاین دُردی درد دل دوات است

میخانهٔ ما است در خرابات

و این خانه ورای شش جهات است

سیراب شدند خلق عالم

آری همه چیز ذو‌حیات است

گر کشته شوی به تیغ عشقش

آن حی قدیم خونبهات است

سید به حضور نعمت‌الله

دایم به وضو و در صلات است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۰در محبت جان اگر بازی خوش است
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱همه جا خوان نعمت عشق است
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۲جان ما زنده دل از آب حیات عشق است
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۳در کوی خرابات کسی را که مقام است
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۴میخانه سرای عاشقان است
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۵خانهٔ دل سرای جانان من است
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۶زمین جسم است و جانت آسمان است
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۷هر قطره‌ای از این بحر دریای بیکران است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.