پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۸

ماه ما از در در آمد نیمشب

آفتاب ما برآمد نیمشب

بخت ما بیدار شد در نیمروز

عمر رفته بر سر آمد نیمشب

بس که آب دیده ام در خاک ریخت

سرو نازم در بر آمد نیمشب

وصل او در روز خوش باشد ولی

بی رقیبان خوشتر آمد نیمشب

روز تا شب در تمنا بود دل

ناگهانی دلبر آمد نیمشب

خلوت جانم چو شب تاریک بود

روشنی او در آمد نیمشب

نعمت الله را درخت دولتش

از سعادت در بَر آمد نیمشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۰نعمت الله نور دین دارد لقب
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۱در دیار تو غریبیم و هوادار غریب
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۲هفت دریا شبنمی از بحر بی‌ پایان ما است
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۳ایها العشاق کوی عشق میدان بلا است
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴این شیشهٔ ما پر از گلاب است
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۵جامیست پر آب و عین آب است
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۶موج است و حباب هر دو آب است
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۷جامی ز حباب پر ز آب است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.