پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۷

آفتابی ز ماه بسته نقاب

می نماید به چشم ما دریاب

نظری کن در آینه بنگر

ور نداری تو آینه دریاب

نقش غیری خیال اگر بندی

آن خیالی بود ولی در خواب

صورت و معنی همه داند

هر که او باشد از اولوالالباب

لیک در هرچه روی بنماید

هم مسبب ببین و هم اسباب

آفتاب است ماه خوانندش

نور مهر است گفته ام مهتاب

نعمت الله مربی نیکوست

تربیت یافته وی از ارباب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۹دردمند و دردنوشم روز و شب
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۰نعمت الله نور دین دارد لقب
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۱در دیار تو غریبیم و هوادار غریب
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۲هفت دریا شبنمی از بحر بی‌ پایان ما است
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۳ایها العشاق کوی عشق میدان بلا است
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴این شیشهٔ ما پر از گلاب است
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۵جامیست پر آب و عین آب است
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۶موج است و حباب هر دو آب است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.