پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶

آفتابی رو نموده مه نقاب

ماه تابان می نماید آفتاب

خوش حبابی پر کن از آب حیات

تا بیابی جام پر آبی ز آب

موج دریائیم و دریا عین ما

عین ما بر عین ما باشد حجاب

ساقی سرمست ما باشد کریم

جام می بخشد به رندان بی حساب

خوش سر آبیم و سیرابیم ما

زاهد بیچاره مانده در سراب

عشق می بیند جمال او به او

عقل می بندد خیال او به خواب

نعمت الله سر به پای خم نهاد

در خرابات مغان مست و خراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۸ماه ما از در در آمد نیمشب
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۹دردمند و دردنوشم روز و شب
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۰نعمت الله نور دین دارد لقب
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۱در دیار تو غریبیم و هوادار غریب
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۲هفت دریا شبنمی از بحر بی‌ پایان ما است
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۳ایها العشاق کوی عشق میدان بلا است
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴این شیشهٔ ما پر از گلاب است
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۵جامیست پر آب و عین آب است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.