پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۳

ایها العشاق کوی عشق میدان بلا است

تا نپنداری که کار عاشقی باد هوا است

کی تواند هر کسی رفتن طریق عشق را

ز انکه هم در منزل اول فنا اندر فنا است

بی ملامت پای در کوی غمش نتوان نهاد

رهروی کو بی ملامت می رود آیا کجا است

عشق می ‌ورزی نخست از سر برون کن خواجگی

شاه اگر در کوی عشق آید در این صورت گدا است

نعمت الله از سر صدق و صفا در نه قدم

ره روی کاینجا به عشق آید صفا اندر صفا است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۵جامیست پر آب و عین آب است
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۶موج است و حباب هر دو آب است
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۷جامی ز حباب پر ز آب است
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۸آئینهٔ ذات عین ذات است
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۹نور او در جمله اشیاء ظاهر است
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۰در محبت جان اگر بازی خوش است
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۱همه جا خوان نعمت عشق است
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۲جان ما زنده دل از آب حیات عشق است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.