پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۴

این شیشهٔ ما پر از گلاب است

گفتیم گلاب و در کل آب است

آب است و حباب این می و جام

آبش می و جام ما حباب است

نقشی که خیال غیر بندد

آن نقش خیال عین خواب است

چشمی که ندید نور رویش

بینا نبُود که در حجاب است

هر ماه که رو به تو نماید

نیکو بنگر که آفتاب است

ساقی قدحی به عاشقان ده

این خیر که می ‌کنی ثواب است

سید مست است در خرابات

او از چه غم ار جهان خراب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۶موج است و حباب هر دو آب است
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۷جامی ز حباب پر ز آب است
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۸آئینهٔ ذات عین ذات است
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۹نور او در جمله اشیاء ظاهر است
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۰در محبت جان اگر بازی خوش است
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱همه جا خوان نعمت عشق است
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۲جان ما زنده دل از آب حیات عشق است
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۳در کوی خرابات کسی را که مقام است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.