پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۹

باز نما به مطربان نغمۀ جان گداز را

تا بدرند از طرب پردۀ اهل راز را

گر بنشانیم شبی شمع صفت برابرت

پیش رخیت بنگری سوز دل گداز را

خوش بود ای سرور جان ناز تو و نیاز من

ناز بکن تو هر زمان تا نگری نیاز را

گر بنمایی ای صنم سجده گه دو ابرویت

جانب کعبه کی برند اهل نظر نیاز را

شاهدی از هوای جان خاک ره نگار شد

تا که رسد بپای بوس آن شه سرفراز را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱کجا شد هودج لیلی که مجنون است از او دل‌ها
  2. شمارهٔ ۱۲ای خاک درت سجده‌گه جمله جبین‌ها
  3. شمارهٔ ۱۳ای طاق دو ابروی تو محراب جبین‌ها
  4. شمارهٔ ۱۴مده هر دم سر آن زلف را تاب
  5. شمارهٔ ۱۵خطت را بدایت به غایت خوش است
  6. شمارهٔ ۱۶مرا دلیست که در وی بجز محبت نیست
  7. شمارهٔ ۱۷وصف کمال حسن تو ورد دوام ماست
  8. شمارهٔ ۱۸عشقت چو به قصد عقل و جان رفت
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.