پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

مرا دلیست که در وی بجز محبت نیست

ز عشق حاصل او غیر درد و محنت نیست

مکن ملامتم ای شیخ از طریقه عشق

که راه عشق برون از ره طریقت نیست

مکن تردد بیهوده در نصیحت ما

که گوش اهل جنون قابل نصیحت نیست

تو زاهدی و منم باده نوش و منت چیست؟

برو برو که بدین کار جای منت نیست

اگر چه شاهدی از اهل ملکت عشق است

ز اهل درد بود اهل جاه و حشمت نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸عشقت چو به قصد عقل و جان رفت
  2. شمارهٔ ۱۹کدام سینه که مجروح و دل فگار تو نیست
  3. شمارهٔ ۲۰خوشا دلی که به مهر وی و نشانه اوست
  4. شمارهٔ ۲۱چو عقد سنبل تو عقده بر جبین انداخت
  5. شمارهٔ ۲۲کسی که عشق تو ورزید با فراغ نرفت
  6. شمارهٔ ۲۳بسم نبود که زلفت بقصد دین برخاست
  7. شمارهٔ ۲۴قدم به پرسش من رنجه کن به رسم عیادت
  8. شمارهٔ ۲۵با لعل جان فزای تو آب زلال چیست
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.