پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

خوشا دلی که به مهر وی و نشانه اوست

خوشا سری که سرانجامش آستانه اوست

به کشتنم ز چه رو دم به دم بهانه کند

چو کشتنم به حقیقت در آن بهانه اوست

ترا چه زانکه دل از درد و داغ او پرشد

چو درد و داغ هم از او و خانه خانه اوست

چو لاله داغ وی از دل برون نخواهم کرد

که سر ز خاک چو بر دارم آن نشانه اوست

مشام روح باشعار شاهدی تر ساز

که آب روی سخن نظم عاشقانه اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲کسی که عشق تو ورزید با فراغ نرفت
  2. شمارهٔ ۲۳بسم نبود که زلفت بقصد دین برخاست
  3. شمارهٔ ۲۴قدم به پرسش من رنجه کن به رسم عیادت
  4. شمارهٔ ۲۵با لعل جان فزای تو آب زلال چیست
  5. شمارهٔ ۲۶قدت سرو گفتیم و رویی نداشت
  6. شمارهٔ ۲۷امروز ز نو دلبر ما خوی دگر داشت
  7. شمارهٔ ۲۸دلم را جز غمت سودی نماندست
  8. شمارهٔ ۲۹دل بسی گردید چون زلف تو دلداری نیافت
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.