پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

وصف کمال حسن تو ورد دوام ماست

ذکر لب تو لذت شرب مدام ماست

ما خاک کوی دوست به جنت نمی‌دهیم

کوی نگار روضهٔ دارالسلام ماست

ای باد به کوی نگارم گذر کنی

رو با صفا که کعبه و بیت الحرام ماست

در ورطهٔ مشاهده کس چو نیست بار

آن جای حیرتست نه جاه مقام ماست

ای شاهدی ز ما مطلب رنگ و نام

ناموس و ننگ باشد و دیوانه نام ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹کدام سینه که مجروح و دل فگار تو نیست
  2. شمارهٔ ۲۰خوشا دلی که به مهر وی و نشانه اوست
  3. شمارهٔ ۲۱چو عقد سنبل تو عقده بر جبین انداخت
  4. شمارهٔ ۲۲کسی که عشق تو ورزید با فراغ نرفت
  5. شمارهٔ ۲۳بسم نبود که زلفت بقصد دین برخاست
  6. شمارهٔ ۲۴قدم به پرسش من رنجه کن به رسم عیادت
  7. شمارهٔ ۲۵با لعل جان فزای تو آب زلال چیست
  8. شمارهٔ ۲۶قدت سرو گفتیم و رویی نداشت
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.