پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

دلم پیکان او را در جگر دید

ز غمزه کار خود زیر و زبر دید

به تیر غمزه‌اش دل چشم میداشت

بحمد الله که آخر در نظر دید

ز چشمش نرگس ار زد لاف مستی

مگر آن مست را او بی خبر دید

از آن عاقل نیامد در ره عشق

که این ره را سراسر پر خطر دید

چو با عقل و خرد کاری نشد راست

به راه عشق دل کاری دگر دید

مکن عیب ار شود دیوانه عاشق

جنون را در ره عشق او هنر دید

ز دنیا شاهدی یکسر گذر کرد

چو اسبابش سراسر بر گذر دید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲عمر بگذشت بدو سال اگر باز آید
  2. شمارهٔ ۶۳بر گلت از عرق گلاب افتاد
  3. شمارهٔ ۶۴ز بهر تیر تو میلِ (میلم) بهر مغاک برد
  4. شمارهٔ ۶۵با سلسلۀ زلفی دل میل بسی دارد
  5. شمارهٔ ۶۶با آنکه دل به درد تو بس دردمند بود
  6. شمارهٔ ۶۷بجز کوی تو دل منزل نگیرد
  7. شمارهٔ ۶۸یار بر من دود دل‌ها می‌کشد
  8. شمارهٔ ۶۹درد تو جان من به جز این تن نمی‌کشد
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.