پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۵

جز ناله نیست مونس جان دل ربوده را

شادی بود محال دل غم فزوده را

زاری چه سود شب همه شب بر در حبیب

از گریه نیست فایده بخت غنوده را

از ما صلاح و زهد چه جویی تو ای فقیه

باشد ندم چو تجربه آزموده را

گفتم دلم به فکر دهان تو تنگ شد

گفتا مکن تفکر امر نبوده را

گفتم نهان کنم غم عشقت درون دل

اشکم گشود جمله غم ناگشوده را

با شاهدی مکن سخن از کینه ای رقیب

تا نشنواندت سخن ناشنوده را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷لعل لب تو شفاست ما را
  2. شمارهٔ ۸کردی ز غم آباد چو کاشانۀ ما را
  3. شمارهٔ ۹باز نما به مطربان نغمۀ جان گداز را
  4. شمارهٔ ۱۰هر لحظه سیل دیده به خون می‌کشد مرا
  5. شمارهٔ ۱۱کجا شد هودج لیلی که مجنون است از او دل‌ها
  6. شمارهٔ ۱۲ای خاک درت سجده‌گه جمله جبین‌ها
  7. شمارهٔ ۱۳ای طاق دو ابروی تو محراب جبین‌ها
  8. شمارهٔ ۱۴مده هر دم سر آن زلف را تاب
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.