پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹

خوب رویان چو صید عام کنند

ناوک از غمزه تو دام کنند

آن دو چشمان مست خواب آلود

خواب بر چشم ما حرام کنند

عاشقان میپزند سودایش

دل بسوزند و فکر خام کنند

گر بگویند روی او را ماه

زین سخن ماه را تمام کنند

شاهدی گر طمع به لعل تو کرد

عاشقان زین طمع مدام کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱از کمان خانه چو خوبان سحری بگشایند
  2. شمارهٔ ۴۲ز زلف تو جان چون شود فارغ آیند
  3. شمارهٔ ۴۳دل بی غم تو چرا نشیند
  4. شمارهٔ ۴۴دیده از دیدن تو بس نکند
  5. شمارهٔ ۴۵با آنکه درین سینه ز زخم تو بسی بود
  6. شمارهٔ ۴۶چو جان خیال لبش در درون بگرداند
  7. شمارهٔ ۴۷هر لحظه بر دلم ز تو گر صد بلا رسد
  8. شمارهٔ ۴۸هرچه آن سرو ناز می‌گوید
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.