پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳

پر کن بدور لعل نگارم پیاله را

تا بشکنیم توبه هفتاد ساله را

گشتند منفعل گل و سنبل به رنگ و بوی

تا برفکند ماه من از گل کلاله را

دوران دون ببین که چو خواهیم جرعه‌ای

پر میکند ز خون جگر جام لاله را

غیر از صبا چو نامه بری نیست سوی دوست

من هم دهم به باد هوا این رساله را

چون یافت شاهدی ره قانون عشق را

دیگر ز چنگ کی دهد آهنگ ناله را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵جز ناله نیست مونس جان دل ربوده را
  2. شمارهٔ ۶به عاشقان خود بنما جمال عالم آرا را
  3. شمارهٔ ۷لعل لب تو شفاست ما را
  4. شمارهٔ ۸کردی ز غم آباد چو کاشانۀ ما را
  5. شمارهٔ ۹باز نما به مطربان نغمۀ جان گداز را
  6. شمارهٔ ۱۰هر لحظه سیل دیده به خون می‌کشد مرا
  7. شمارهٔ ۱۱کجا شد هودج لیلی که مجنون است از او دل‌ها
  8. شمارهٔ ۱۲ای خاک درت سجده‌گه جمله جبین‌ها
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.