پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۴

مسلم کن دل از هستی مسلم

دمادم کش قدح اینجا دمادم

نه زان می‌ها کز آن مستی فزاید

از آن می‌ها که از جانم کم کند غم

حریفانت همه یکرنگ و دلشاد

چو بسطامی و ابراهیم ادهم

جنید و شبلی و معروف کرخی

حبیب و آدم و عیسی مریم

می شوق ملک نوش از حقیقت

که تا گردد دل و جان تو خرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۶ای دیدن تو حیات جانم
  2. شمارهٔ ۲۵۷آمد بر من جهان و جانم
  3. شمارهٔ ۲۵۸به صفت گر چه نقشِ بی‌جانم
  4. شمارهٔ ۲۵۹تا شیفتهٔ عارض گلرنگ فلانم
  5. شمارهٔ ۲۶۰هر گه که به تو در نگرم خیره بمانم
  6. شمارهٔ ۲۶۱از عشق ندانم که کیم یا به که مانم
  7. شمارهٔ ۲۶۲دگر بار ای مسلمانان ستمگر گشت جانانم
  8. شمارهٔ ۲۶۳بی تو یک روز بود نتوانم
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.