پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

در این ویران سر بی‌جا کسی منزل نمی‌گیرد

اگر گیرد کسی مجنون بود عاقل نمی‌گیرد

نمی‌پاشی چرا از مخزن دل اشک گلناری

جز این یک میوه باغ زندگی حاصل نمی‌گیرد

دلم دایم به ترک آرزوی غیر می‌کوشد

چرا پس خود دمی از آرزوها دل نمی‌گیرد

به آسایش دلم الفت نمی‌دارد عجب دارم

که این کشتی ز بدبختی به خود ساحل نمی‌گیرد

به اوضاع جهان مایل شدن اندازه دارد

مسافر کار را چندان به خود مشکل نمی‌گیرد

به تقوای فقیه شهر می‌خندند نادان

چرا پس کامل ما عبرت از جاهل نمی‌گیرد

اگر این است اوضاع جهان (صامت) که من بینم

کسی من بعد از این غیر از ره باطل نمی‌گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰هجوم غم رسید اندر دل و راه فغان گم شد
  2. شمارهٔ ۴۱دو زلفت ای صنم چون عقرب جرار می‌ماند
  3. شمارهٔ ۴۲همیشه افسر فرماندهی بر سر نمی‌ماند
  4. شمارهٔ ۴۳تا مرا گردن به طوق آشنایی بسته‌اند
  5. شمارهٔ ۴۴چینیان در چین گر از زلف تو چینی داشتند
  6. شمارهٔ ۴۵خوبان اگر که منع نگاهی به ما کنند
  7. شمارهٔ ۴۶دمی که باده عشترت بتان به جام کنند
  8. شمارهٔ ۴۷کسی که در صف مستان به احتراز نشیند
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.