پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

دو زلفت ای صنم چون عقرب جرار می‌ماند

شکنج طره خم در خمت چون مار می‌ماند

به صیادی چون آهوی دو چشمت می‌شود مایل

دو ابروی کجست چو نخنجر خونخوار می‌ماند

به گلزار جمال بی‌مثالت بسته‌ام دل را

که آب و تاب وی با عارض دلدار می‌ماند

ز باغ ای باغبان بیرون مکن بیچاره گلچین را

که بی‌گل در خزان زین باغها بسیار می‌ماند

دریغ از عمر کوتاغه من و هنگامه هجران

که بر دل داغ وصل بی‌نشان یار می‌ماند

ز سر نقطه لعل لبت بس گفتگو باشد

ولی اسرار وی در پرده پندار می‌ماند

بشو از آب ای واعظ خدا را دفتر خود را

که گفتار خوشت برعکس این رفتار می‌ماند

علو قدر اهل فقر را اندر قیامت بین

کنون در پیش چشم اهل دنیا خوار می‌ماند

بتبر طعنه دشمن صبوری پیشه کن(صامت)

اگرچه صبر قدری درنظر دشوار می‌ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳تا مرا گردن به طوق آشنایی بسته‌اند
  2. شمارهٔ ۴۴چینیان در چین گر از زلف تو چینی داشتند
  3. شمارهٔ ۴۵خوبان اگر که منع نگاهی به ما کنند
  4. شمارهٔ ۴۶دمی که باده عشترت بتان به جام کنند
  5. شمارهٔ ۴۷کسی که در صف مستان به احتراز نشیند
  6. شمارهٔ ۴۸پیش از آنی که محبت به جهان باب نبود
  7. شمارهٔ ۴۹من نمی‌گویم چرا با دوستانت کین بود
  8. شمارهٔ ۵۰تنک بر جان در گلو راه نفس کی می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.