پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

پیش از آنی که محبت به جهان باب نبود

دل ما بود که آسوده از این باب نبود

شده پرخون اگر از نام جدایی چه کنم

تاب زین بیش دگر بر دل بی‌تاب نبود

نظر حسرت ما کرد دل خنجر آب

ورنه تقصیر ز بی‌رحمی قصاب نبود

رقص‌کردن بدم تیر می‌خواست دلم

ورنه اسباب طرب این همه نایاب نبود

سحر چشم سهمیت کرد گران خواب او را

اینقدر بخت من غمزده در خواب نبود

ما که با دست تهی پشت به دنیا کردیم

لازم این همه زینب و اسباب نبود

(صامتا) در بر من ذوق عجیبی دارد

این غزل گرچه پسندیده احباب نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰تنک بر جان در گلو راه نفس کی می‌شود
  2. شمارهٔ ۵۱دلم دائم ز هجرت خویش را بیمار می‌خواهد
  3. شمارهٔ ۵۲از قفس راندی و گفتی رو که آزادی دگر
  4. شمارهٔ ۵۳هر چه خواهی بر من ای دنیا ز تلخی تنگ گیر
  5. شمارهٔ ۵۴آن مشک که در چین به صدا اعزاز خرندش
  6. شمارهٔ ۵۵ز بسکه در غم روی تو انتظار کشیدم
  7. شمارهٔ ۵۶اگر از بی‌وفایی‌های تو حرفی به لب دارم
  8. شمارهٔ ۵۷تا سرو کار بدان طره پر خم دارم
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.