پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

تا سرو کار بدان طره پر خم دارم

از پریشانی ایام چرا غم دارم

شب هجران و تب فرقت و گلهای فراق

شکر صد شکر که هر عیش فراهم دارم

لخت دل خون جگر قسمت امروز منست

روز نا آمده را بهر چه ماتم دارم

بی‌نیاز است چنان دیده‌ام از دولت فقر

که جهان را به یکی مور مسلم دارم

من که هرگز ندهم ملک قناعت از دست

از غنیمت ز سلیمان چه مگر کم دارم

چشم امید من از خواجه خویش است ارنه

عار در بندگی از سلطنت جم دارم

زخمی غمزه خونریز نگارم (صامت)

به جز او کی ز کسی دیده مرهم دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹ما از دو کون پای به دامن کشیده‌ایم
  2. شمارهٔ ۶۰دوش با پیک خیالت گفتگویی داشتیم
  3. شمارهٔ ۶۱بس که در باغ رخت محو تماشا ماندیم
  4. شمارهٔ ۶۲روزگاریست که ما طالب دیدار توئیم
  5. شمارهٔ ۶۳نگارا زخم دل را مرحمش کن
  6. شمارهٔ ۶۴دلی کز عشق مفتون نیست یا رب پر ز خونش کن
  7. شمارهٔ ۶۵شد از آن روزی که صحرای جنون ماوای من
  8. شمارهٔ ۶۶نمی‌دانم شب هجر تو را باشد سحر یا نه
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.