پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

شد از آن روزی که صحرای جنون ماوای من

کرد شهوت همچو قیس عامری سودای من

آنکه در ملک جنون سر داد مجنون را چو من

محو و حیرانست پیش طلعت لیلای من

بارها راند از در خویشم ولیکن عاقبت

از وفا بنهاد بند بندگی بر پای من

از نظر افکندنم سهلست منت می‌کشم

گر شود گاهی ز لطف از دیگران جویای من

قامت طوبی شود خم بهر تعظیم قدش

در خرام آید اگر سرو و سهی بالای من

سالها دنبال یار بی‌وفا می‌گشته‌ام

تا ترا بگزید آخر دیده بینای من

(صامتا) این زهد خشک آخر مرا رسوا نمود

کاش بودی در میان خیل رندان جای من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷رخت را ماه می‌گفتیم اگر مه داشت پیرایه
  2. شمارهٔ ۶۸چه خوش بود ار ز عشق اول دلی شیدا نمی‌کردی
  3. شمارهٔ ۶۹خوش به حال آن که روز بی‌کسی یارش تو باشی
  4. شمارهٔ ۷۰در شهرت ریا شد عمرم تمام نیمی
  5. شمارهٔ ۷۱تا کی از بخت فرو بسته گره وا نکنی
  6. شمارهٔ ۷۲مردم از تیر بلایت امتحانم می‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.