پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

رخت را ماه می‌گفتیم اگر مه داشت پیرایه

قدت را سرو می‌گفتیم نبود ار سرو را سایه

نزاده دایه امکان دگر طفلی بدین خوبی

تعالی‌الله ار این طفل و هزار احسن بر این دایه

به فال وصل بگشودم نقاب از مصحف رویت

ز بسم‌الله ابرویت درآمد اول آیه

نهادم دل به ابرویت که از کشتن شوم ایمن

ندانستم که با ترکان چشمت گشته همسایه

دهد بر باد آب دیده خاک هستی ما را

بلی ویران شود آن خانه کابش هست در پایه

طمع از وصل ببریدم چو روی خوب تو دیدم

ندارد نقد جان قدری و حسن تو گرانمایه

به بازار محبت باختی (صامت) دل و دین را

عجب در عشق خوبان شد نصیب سود و سرمایه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹خوش به حال آن که روز بی‌کسی یارش تو باشی
  2. شمارهٔ ۷۰در شهرت ریا شد عمرم تمام نیمی
  3. شمارهٔ ۷۱تا کی از بخت فرو بسته گره وا نکنی
  4. شمارهٔ ۷۲مردم از تیر بلایت امتحانم می‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.